پایگاه خبری اعتیاد

آرشیو آدرس RSS درباره ما
کد خبر 547
۲۱ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۰۴:۵۹
اندازه متن
رییس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام:

تئوری منطقه ادغام دیدگاه ها، پیشنهادی برای سیاستگذاری همه جانبه

رییس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حرفی تازه به نهمین کنگره بین المللی دانش اعتیاد آمده بود. او تئوری منطقه ادغام دیدگاه ها (A Theory on Integration of Opinions in The Area) را با خود همراه آورده بود.
صفاتیان

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری اعتیاد (ادنا)، سعید صفاتیان بر این اعتقاد است که کشور برای تدوین سیاست در حوزه مواد مخدر، چهار برنامه می تواند داشته باشد. او از این برنامه ها با عبارت «فضا» یاد می کند. او فضای اول را جرم انگاری معرفی می کند. در این حالت رفتاری جرم محسوب می شود و هر کس آن رفتار را انجام دهد برایش کیفری در نظر گرفته می شود. این شیوه با وجود اینکه آسان و ارزان است اما در بلند مدت جواب نمی دهد. در چنین حالتی تجمعی از قوانین شکل می گیرد که در موارد بسیاری هم ممکن است با هم تداخل داشته باشند و چالش ایجاد کنند.

او فضای دوم را فضای جرم زدایی معرفی می کند و می گوید:« در این حالت رفتاری را که جرم بوده باید آزاد کنیم و کیفری برایش در نظر نگیریم.»

فضای سوم از نظر او کیفر زدایی است که در این شیوه هم رفتاری ممنوع اعلام می شود اما جرم خاصی برایش در نظر گفته نمی شود یعنی زندان و سابقه کیفری و جریمه ای ندارد.

به گفته او فضای بعدی، قانونمند سازی است. در این حالت رفتاری در جامعه ممنوع اعلام می شود اما در شرایطی که قانونگذار تعیین می کند، می تواند این رفتار آزاد باشد.به عنوان مثال مصرف حشیش در برخی از کشورهای خارجی آزاد است. یا مثلا ممکن است کشوری تصمیم بگیرد که مصرف تریاک را برای یک گروه سنی آزاد اعلام کند. بنابراین در این حالت مصرف مواد ممنوع است اما در شرایط خاصی آزاد است. برخی به اشتباه این شیوه را با آزاد سازی مواد مخدر اشتباه می گیرند اما در واقع این قانونمند سازی مصرف مواد است:« در این حالت قانون گذار با توجه به شرایط اجتماعی کشور ممکن است قوانین خاصی را تدوین کند. مثلا اگر در کشوری مصرف روانگردان ها شیوع پیدا کند، ممکن است مسئولان کشور مصرف مواد مخدر را در شرایطی آزاد اعلام کنند که این مصداق قانونمند سازی است نه آزاد سازی.»

صفاتیان می گوید که این چهار برنامه یا فضا و چگونگی ارتباط آنها با هم ایده ای را در ذهن او شکل داده است که مبنای تئوری منطقه ادغام دیدگاه ها (A Theory on Integration of Opinions in The Area) شده است.  

او از تمثیلی برای بیان دیدگاهش استفاده می کند و می گوید:« کهکشان ها وقتی با هم برخورد می کنند، ستاره ای متولد می شود. حال اگر ما فرض بگیریم که این فضاها یا برنامه ها با هم برخورد کنند از آنها برنامه جدیدی می تواند زاییده شود.» او احتمال می دهد که اگر این برنامه جدید با توجه به شرایط کشور بومی سازی شود، ممکن است راهگشای مشکلات مواد مخدر در کشور باشد.

صفاتیان برای بیان دیدگاهش 4 دایره با عنوان های جرم انگاری، کیفرزدایی،جرم زدایی و قانونمند سازی کشیده است و هر کدام از آنها را مصداق یکی از برنامه های ممکن در حوزه کاهش تقاضای مواد مخدر معرفی کرده است.


سپس آنها را به گونه ای چیدمان کرده است که نقاط اشتراکی با هم داشته باشند. سپس بخش هایی از دایره ها را که هیچ نقطه اشتراکی با هم ندارند، فضای 1 نامگذاری کرده، بخش هایی را که دو دایره با هم همپوشانی دارند، فضای 2 نامیده، بخش هایی که سه دایره همپوشانی داشتند، فضای 3 و آن بخشی که هر چهار دایره با هم یکی شده اند، فضای 4 نامگذاری کرده است.


او بر این اعتقاد است که وقتی مدافعان و کارشناسان موافق با هر کدام از این برنامه ها سر یک میز بنشینند و  مانند دایره های بالا دیدگاه هایشان را به اشتراک بگذارند، در ابتدا جر و بحث های زیادی به پا خواهد شد اما کم کم جلسات توجیهی آغاز می شود و مدافعان هر کدام از این دیدگاه ها با هم به نقاط مشترکی خواهند رسید که می تواند مبنای یک سیاستگذاری همه جانبه و اصولی در کشور باشد.

او بر این اعتقاد است که منطقه 4 ویژگی های خاصی دارد که می تواند برای تدوین برنامه مناسب راهگشا باشد:« اولا تعداد برنامه های این منطقه می تواند بسیار زیاد باشد.دوما برنامه ای که در این منطقه تدوین شود برای سیاست گذاران قابل قبول است؛ برای متخصصان همگرایی بیشتری را ایجاد می کند و  سوما از آنجایی که تعداد بیشتری از مردم را پوشش می دهد، همدلی گروه های بیشتری از مردم را به دنبال دارد.»

 او بر این اعتقاد است که مدیریت کشت، مدیریت تولید، مدیریت عرضه و مدیریت مصرف همه با هم در نقطه ای اشتراک دارند و آن مواد است. در اولی مساله کشت مواد مخدر است، در دومی تولید مواد محرک، در سومی عرضه مواد مخدر و محرک و در چهارمی مصرف مواد مخدر و محرک مورد توجه است و عاملی که اینها را به هم مرتبط می کند اقتصاد است.


به گفته صفاتیان اقتصاد مواد مخدر و چرخه مالی که در این حوزه وجود دارد باعث شده است که مساله مواد مخدر همچنان حل نشده باقی بماند. او می گوید وقتی که اقتصاد مواد مخدر زیر زمینی باشد، مدیریت کردن آن بسیار مشکل است چون سیاست گذاران نمی توانند هیچ اطلاعات درست و دقیقی در رابطه با گردش مالی که در این حوزه وجود دارد به دست بیاورند تا بتوانند بر اساس واقعیت ها برنامه ریزی کنند بنابر این بهتر است که اقتصاد مواد مخدر از حالت زیرزمینی خارج شود.


او بر این اعتقاد است که مقابله با عرضه و کاهش تقاضا هم در نقطه ای با هم اشتراک دارند و آن هم باز به مساله  اقتصاد باز می گردد. در بحث مقابله با عرضه مساله قاچاقچی و پول است و در کاهش تقاضا موضوع مصرف کننده و پول. او این چنین استدلال می کند که بر روی هر حوزه ای در زمینه مواد مخدر دست گذاشته شود مساله اقتصاد حرفی برای گفتن دارد.بنابر این باید به بنیان های اقتصادی این حوزه ضربه وارد شود.

 به گفته او به خاطر همین اشتراکات است که وقتی قرار است برای یک حوزه مثلا کاهش تقاضا برنامه ای تدوین شود، حتما باید این برنامه با حوزه های دیگر هم هماهنگ باشد. نمی توان برای حوزه کاهش تقاضا برنامه نوشت ولی به قوانینی که در کشور وجود دارد و مساله مقابله با عرضه نپرداخت. چون میزان دسترسی به مواد مخدر و قیمت آن حتما برای برنامه ریزان حوزه کاهش آسیب نکاتی مهم هستند که بدون توجه به آنها برنامه ریزی آنها محکوم به شکست است. متخصصان و برنامه ریزان حوزه کاهش آسیب بدون توجه به قوانین هم راهی از پیش نمی برند چون ممکن است در جایی DIC  راه اندازی کنند یا مرکزی برای زنان خیابانی احداث کنند اما چون به قوانین توجه نداشته اند، مددجویان آنها توسط نیروی انتظامی بازداشت شوند و تمام زحماتی که کشیده اند به هدر برود. البته در اینجا بحث تداخل قوانین هم مطرح است و اینکه باید به گونه ای برنامه ریزی شود که همه دستگاه ها و ارگان ها با هم هماهنگ رفتار کنند و یک دستگاه  عملکرد مثبت دستگاه دیگر را  خنثی نکند.


صفاتیان بر این اعتقاد است که در حوزه مقابله با عرضه هم عوامل مختلفی دخیل هستند که بدون توجه به آنها هر برنامه ریزی در این حوزه به شکست می انجامد. او دسترسی به مواد، قیمت مواد، پیش سازها، دستگیری مصرف کنندگان، کشت در افغانستان، تولید روانگردان ها در داخل و  گروه های تروریستی منطقه را از جمله عواملی می داند که در این حوزه اهمیت دارند.

او به مجازات ها در حوزه مواد مخدر هم اشاره می کند و می گوید در حال حاضر مجازات هایی که در حوزه مواد مخدر وجود دارد، مجازت های کیفری و جنایی است و این سئوال را مطرح می کند که چرا نباید این مجازات ها حداقل برای افرادی که شرایط خاص دارند به مجازت های مدنی-اجتماعی تغییر کند؟

صفاتیان سپس به مساله معتادان خیابانی و ماده 15 و 16 قانون مبارزه با مواد مخدر می پردازد و می گوید:«مساله معتادان خیابانی سالهاست که به یک چالش تبدیل شده است و سیاست گذاران هنوز تکلیف خود را با این مساله روشن نکرده اند و برنامه درستی در این زمینه تدوین نشده است. اینکه باید با آنها برخورد قضایی و انتظامی انجام شود یا به سیستم درمانی هدایت شوند یا از بخش خصوصی و سازمان های مردم نهاد برای حل این مساله باید بهره برد مساله ای است که هنوز تکلیف اش مشخص نشده و ساختار درستی برای آن تعریف نشده است.  

صفاتیان به مساله لغو تحریم ها هم اشاره می کند و می گوید:« تحریم ها به زودی لغو می شوند و احتمالا  وضعیت اقتصادی مردم بهتر خواهد شد در چنین شرایطی چه اتفاقی در حوزه مواد مخدر در کشور خواهد افتاد؟ آیا مصرف مواد بیشتر خواهد شد یا برعکس. آیا الگوی مصرف تغییر خواهد کرد؟ نیاز است که برنامه ریزان پاسخی برای این سئوالات داشته باشند.

او همچنین بر این اعتقاد است که مسائل منطقه ای و جهانی هم در برنامه ریزی در حوزه مواد مخدر باید به حساب بیاید:« اینکه کشورهای منطقه یا جهان چه سیاستی در حوزه مواد مخدر اتخاذ می کنند در وضعیت مصرف مواد مخدر در کشور ما بی تاثیر نیست. این مساله در مورد چند کشور منطقه که ایران تعاملات بیشتری با آنها دارد از اهمیت بیشتری برخوردار است.

او سیاست گذاری های سازمان ملل را هم در این حوزه مهم می داند و می گوید:« اینکه سازمان ملل چه برنامه ریزی در حوزه کاهش تقاضا در منطقه انجام می دهد هم قطعا در وضعیت ایران بی تاثیر نیست.»

صفاتیان تعاملات بین المللی را هم یکی از فاکتورهای مهم می داند ومی گوید:« ما در کاهش تقاضا اراتباطات بین المللی داریم. یک روزی ایران در زمینه کاهش تقاضا جایگاه بسیار برجسته ای داشت و همه کشورهای جهان وقتی سمیناری در حوزه کاهش تقاضا برگزار می کرند  ایران را دعوت می کردند و از تجربه های ایران استفاده می کردند ما نیاز داریم که در این حوزه دوباره به آن سطح بازگردیم. ما هم توان علمی اش را داریم و هم تجربه کافی و باید از این توانمندی بهره ببریم.»

او بر این اعتقاد است که برای تدوین سیاست ها و برنامه های ششم توسعه ملزوماتی نیاز است:« او زبان و درک مشترک،کاهش آسیب، ساختار، رسانه، دسترسی آسان به دارو، پوشش بیمه ای،سازمانهای مردم نهاد و گروه های خودیاری، بخش خصوصی، حمایت اجتماعی و بازتوانی،درمان های غیر دارویی، ماندگاری در درمان، روانگردان، پیشگیری، تحقیقات بنیادی و کاربردی، بودجه، آموزش، حاشیه نشینی و مهاجرت، هویت های قومی و مذهبی، بازاریابی اجتماعی، خانواده، گروه های سنی و جنسیتی، بیماری ایدز و هپاتیت و... را از جمله ملزوماتی می داند که باید مورد توجه قرار گیرند.»

به گفته صفاتیان برای تدوین یک برنامه دقیق زیر ساخت هایی هم نیاز است که تغییر الگوی مصرف، مدیریت مصرف، وجود سیاست های کلی و قانون مبارزه با مواد مخدر، پایش و ارزیابی برنامه های اجرا شده و شناخت صحیح وضعیت فعلی اعتیاد(آمار) این زیر ساختها هستند.


پایان پیام
نظرات (1)
م اخوندی | ۲۱ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۳
0 0
بسیار عالی بود ، استفاده کردم
ارسال نظر