پایگاه خبری اعتیاد

آرشیو آدرس RSS درباره ما
کد خبر 1934
۱۶ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۲:۳۸
اندازه متن

کارتن خوابی و چالش های روانی-اجتماعی

دکتر حافظ باجغلی

بی خانمانی یا کارتن خوابی پدیده ای جهانی است. به دنبال انقلاب صنعتی شیوع آن بیشتر شد و البته "فقر" همیشه یک عامل تعیین کننده در آن بوده است. اما فقر همه ماجرا نیست. کارتن خوابی یک مشکل اجتماعی است و عوامل زیادی در پیدایش آن نقش دارند. حدود یک چهارم بی خانمان ها اختلال مزمن و شدید روانی دارند و بیش از پنجاه درصد از آن ها معتاد متجاهر هستند. یکی از نتیجه های منفی اختلال های روانی "پدیده رانش اجتماعی" است. یعنی کسی که اختلال روانی دارد به تدریج به طبقه اقتصادی-اجتماعی پایین تری فرو می افتد. یک تحلیل این است که کسی که اختلال روانی دارد توانایی کار کردن را از دست می دهد و به دلیل نداشتن شغل و درآمد، سطح اقتصادی پایین تری پیدا می کند و چه بسا تا حد بی خانمانی پیش برود. البته اختلال روانی و اعتیاد فقط به از دست دادن شغل منجر نمی شود؛ نتیجه مهم تر آن ناتوانی در برقراری ارتباط های بین فردی است. کسی که نتواند ارتباط درستی با اعضای خانواده برقرار کند و از طرفی هیچ مسوولیتی نپذیرد و هیچ نقشی ایفا نکند پایگاهش در خانواده سست می شود. "پدیده رانش اجتماعی" از دو کانون فرد را به پایین می کشاند. هم خودش نمی تواند خانواده را تحمل کند و هم خانواده کاسه صبرشان لبریز می شود. بسیاری از کسانی که کارتن خواب شده اند آن قدر فقیر و بی چیز نیستند که هیچ سرپناهی نداشته باشند. اگر سازمان های حمایت گر در جامعه به وظیفه خودشان درست عمل می کردند، شدت اعتیاد در فرد مصرف کننده مواد با سرعت کمتری افزایش پیدا می کرد و فرد مصرف کننده دیرتر تبدیل به کارتن خواب می شد یا اینکه حتی می توانست فرایند عکس اتفاق بیفتد و فرد به جای اینکه شدت اعتیادش افزایش پیدا کند روند بهبودی را با کمک حمایت های اجتماعی طی کند. درست در زمانی که خانواده و محیط کار فرد را طرد می کند، يا به عبارتي ديگر پدیده رانش اجتماعی اتفاق می افتد، اگر سازمان های حمایت گر وارد عمل می شدند و از چنین فردی حمایت می کردند، واقعا احتمال کارتن خواب شدن فرد و مشکلات بعدی که برای چنین فردی و جامعه اتفاق می افتد، می توانست خیلی کمتر شود.
کارتن خوابی بیشتر نتیجه تعارض های بین فردی، "فرار از خانه"، یا بیرون رانده شدن از خانه است تا فقر و نداشتن سرپناه. گاهی رسانه ها به این مشکل دامن می زنند. اشتباهی که رسانه ها مرتکب می شوند، اغراق واقعیت و نشان دادن چهره ای کریه، غیر قابل تحمل و خطرناک از فرد معتاد است که به راحتی دزدی می کند یا دست به هر جنایتی می زند. گاهی دیده می شود که مسولین از بد ترین عبارت ها برای افراد معتاد استفاد می کنند. همه این ها ناخواسته "پدیده رانش اجتماعی" را تسریع می کند. گاهی افراد خانواده، از ترس تبلیغات منفی رسانه ای، جوان معتادشان را طرد می کنند. از این منظر اگر مساله کارتن خوابی را صادقانه مورد واکاوی قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که برای حل مشکل کارتن خوابی، گروه هدف باید مسوولین، خانواده ها و افراد معمولی جامعه باشد نه آن افرادی که به به علت بيماري رواني يا اعتياد مستعد كارتن خوابي هستند. بعضی از مصرف‌کننده‌های مواد به‌دلیل وابستگی بیش‌ازحد به مواد یا هر دلیل دیگری دوست ندارند بیماری‌شان را درمان کنند. برای چنین افرادی برنامه‌های کاهش آسیب مناسب‌تر است. اساس برنامه‌های کاهش آسیب، پذیرش سوءمصرف مواد به‌عنوان یک واقعیت اجتماعی است. پذیرش این اصل که هر انسانی می‌تواند هرگونه که می‌خواهد زندگی کند. انتخاب زندگی با سوءمصرف مواد یا بدون آن با خود فرد است، اما مصرف مواد به هرحال براي خود فرد و اطرافيان عوارضي خواهد داشت. براي آن‌كه پيامدهاي مصرف مواد كمتر شود، خدمات كاهش آسيب به فرد ارايه مي شود. در برنامه‌های کاهش آسیب روش‌های تزریق سالم و رفتار سالم جنسی، جایگزینی مواد پرخطر با مواد کم‌خطرتر به فرد آموزش داده می‌شود و همچنین، سوزن و سرنگ، مواد ضدعفونی‌کننده، کاندوم و... در اختیارش قرار داده می‌شود. مراکز گذری کاهش آسیب یاDIC و مراکز سرپناه شبانه یا Shelter از جمله مراکز کاهش اسیبی هستند که می توانند به بیماران اعتیاد خدمات ارائه کنند. شهرداری ها هم گرم خانه هایی راه اندازی کرده اند که کارتن خوابها و بی خانمان ها می توانند شب را در انجا سپری کنند اما با وجود در دسترس بودن این خدمات، تعدادی از بی خانمان ها از این مراکز استفاده نمی کنند و کارتن خوابی را ترجیح می دهند. بیشترین علت، ترس آن ها از برخورد های انتظامی و مراکز درمان اجباری است.آنها تصمیم نگرفته اند که مصرف مواد را کنار بگذارند اما می ترسند که به یک باره انها را بر خلاف میل شان به مراکز درمان اجباری ببرند. مراکزی که از آن هراس دارند، چون یا بارها خودشان به زور و اجبار به این مراکز برده شده اند و از رفتارهای بد و ضد درمانی و شرایط نامناسب ان خبر دارند یا از دیگر کارتن خوابها در مورد این مراکز داستان ها شنیده اند، این ترس موجب می شود بعضی از کارتن خواب ها، حتی در این هوای سرد، اعتماد نکنند که سوار ون ها و اتوبوس هایی بشوند که آن ها را به این مراکز می رساند. البته علت دیگر نرفتن آنها به این مراکز می تواند این باشد که در شلتر ها و گرم خانه ها مصرف مواد ممنوع است و کارتن خواب هایی که مصرف سنگین دارند ترجیح می دهند در خیابان بخوابند و موادشان را مصرف کنند. لازم به ذکر است که طبق ماده 15 مبارزه با مواد مخدر، معتادانی که مبادرت به درمان یا ترک اعتیاد ننمایند، مجرمند. براساس ماده 16 همین قانون، معتادان متجاهر با دستور قاضی به مدت یک تا سه ماه به صورت اجباری در مراکز دولتی و مجاز درمان و کاهش آسیب نگهداری می شوند و البته تمدید این زمان با درخواست مرکز مذکور بلامانع است. این در حالی است که مهمترین عامل موفقیت در درمان اعتیاد داشتن "انگیزه" است. درمان های اجباری و غیر کارشناسانه گاهی نه تنها مشکل اعتیاد را حل نمی کنند بلکه کارتن خواب ها را از رفتن به شلتر ها و گرم خانه ها می ترساند. همیشه "اعتماد سازی" باید بخشی از ارائه خدمات باشد. تا زمانی که کارتن خواب ها را به عنوان انسان جدی نگیریم و کرامت انسانیشان را به رسمیت نشناسیم و با آن ها برخورد های بد داشته باشیم، نمی توانیم انتظار داشته باشیم به خدمات انسان دوستانه ما اعتماد کنند و از آن بهره مند شوند.

دکتر حافظ باجغلی، روان پزشک

 منبع: شماره 20 مجله جامعه پویا 

پایان پیام
نظرات (2)
محمد اخوندی | ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۸
0 0
چقدر عالی کارتن خوابی را روشن کرده اید ،واقعا زیبا بود

محمد اخوندی | ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۸
0 0
عالی بود ،تشکر
ارسال نظر