پایگاه خبری اعتیاد

آرشیو آدرس RSS درباره ما
کد خبر 1045
۲۲ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۵۵
اندازه متن

معتاد متجاهر یا معتاد بی‌خانمان

صابره صادقی

گفتگو و آگاهی بخشی درباره پدیده ها و آسیب های اجتماعی گاه شاید آنقدر با تکرار همراه باشد که مخاطب با خود بیندیشد به خوبی با آن پدیده و جنبه های مختلفش آشناست. پدیده اعتیاد و افراد آسیب دیده ناشی ازاین پدیده نیز از این قاعده مستثنی نیستند. صحبت درباره اعتیاد و هم چنین فراگیری این آسیب منجر شده تا همگی فکر کنیم به خوبی با معنا و تعریف و جنبه های مختلف  اعتیاد آشنا هستیم به گونه ای که بتوانیم برای درمان و اصلاح آسیبهای ناشی ازآن اقدام کنیم. اما شاید بد نباشد برای ورود به چنین آسیبی تعاریف مرتبط با آن را دوباره و به گونه ای عمیق تر مرور کنیم. در تعریف علمی اعتیاد اینگونه عنوان می شود که این اختلال دارای ابعاد روانی، جسمانی و اجتماعیست و تا زمانی که فرد هرسه این فاکتورها را دارا نباشد معتاد خوانده نمی شود. بنابراین شاید اولین رویکردهای برخورد با معتادان و رواج واژه معتادان متجاهر از این امر ناشی شده باشد که فرد معتادی که کارکردهای اجتماعی خود را ازدست داده است لاجرم به سطح خیابان ها کشانده شده و مصرفش را نیز در همان مکان انجام می دهد. در واقع کارکرد اجتماعی و نقش هایی که او بعنوان عضو یک خانواده و جامعه و یک انسان طبیعی داشته ازدست می دهد و لوازم ایفای این نقش ها نیز بالتبع، از پیرامون او خارج می شوند، لوازمی نظیر شغل، مسکن، خانواده، هویت اجتماعی و ... . 

در واقع با توجه و تعمق در این مقدمه می توان به تعریف معتاد ورود پیدا کرد. فردی که کارکردهای طبیعی جسمانی، روانی و اجتماعی خود را ازدست داده است. حال درمان هرکدام از این کارکردها، سطوح و زمینه های خاص خود را دارد. به طور مثال در درمان بعد جسمانی می توان از انواع روش های یابویی بدون دارو و یا سم زدایی و یا درمان های همراه دارو و سایر روش ها بهره برد. هم چنین در درمان بعد روانی می توان از انواع مداخلات روانی در سطوح فردی، گروهی خانوادگی استفاده کرد. اما در بعد اجتماعی که می توان گفت یکی از مهم ترین ابعاد این اختلال است نیز توجه ها و برنامه های ویژه ای لازم است. بطور مثال برای معتادی که هنوز خانه و کاشانه خود را ازدست نداده و شغل مناسبی نیز دارد، شاید مداخلات اجتماعی کمتر و نحوه متفاوت تری نیاز باشد یا شاید با تمرکز ویژه تر بر ابعاد جسمانی و روانی بتوان به نتیجه ای مطلوب رسید و با مداخله اندکی در بعد خانواده او بتوان راه حل مناسبی یافت. اما درباره فردی که شغل خود را ازدست داده، خانه ای ندارد، از خانواده و دوستان خود طرد شده و ... ، مانور ویژه بر ابعاد روانی، جسمانی و مغفول ماندن از بعد اجتماعی او قاعدتا نمی تواند نتیجه درمانی مناسبی درپی داشته باشد. بطور مثال فراهم نمودن درمان نگهدارنده (نظیر متادون) یا کمپ، صرفا مداخله در بعد جسمانی و ارجاع به گروه درمانی و گروه های پشتیبان (نظیر معتادان گم نام) مداخله در بعد روانی این فرد بی خانمان است، حلقه مفقوده، اثرگذاری بر جنبه های اجتماعی نظیر سرپناه متناسب با شرایط فرد است.

با اشاره به این توضیحات بهتر است نحوه رویارویی و برخورد با معتادان بی خانمان درسالهای اخیر را مرور کنیم و دلیل عدم توفیق در این امر را جویا شویم. شاید از بیشترین و فراگیرترین این برنامه ها بتوان به طرح های جمع آوری معتادان متجاهر اشاره کرد. در این طرح که عموما به ارجاع و نگهداری زمان دار معتادان جهت درمان، ختم می شود این افراد ، صرفا معتاد درنظر گرفته می شوند و برنامه ویژه ای جهت تغییر وضعیت بی خانمانی این افراد وجود ندارد. در واقع اگر فردی بعد از خروج از کمپ دیگر معتاد نبود، و صرفا بی خانمان بود باید برای اسکان به کجا مراجعه کند؟ با توجه به اینکه شرایط حاد اعتیاد را پشت سرگذاشته و هنوز نیازمند ریکاوری و پیگیری های درمان است. آیا مرکز مناسب با این نیاز برای او ایجاد شده است؟ 

نمونه موفق این مراکز با نام «خانه میان راهی» در بسیاری از کشورها وجود دارد که افراد شرایط خاص نظیر معتادان بی خانمان با مراجعه به آن می توانند درمیان راه قطع مصرف و بهبودی، از آن بهره ببرند. مراکزی که اگر کارشناسانه و با حضور مددکاران اجتماعی اداره شوند می توانند کلیدی بر درهای بسته بی خانمانی و اعتیاد باشند. ادامه راه های گذشته و نادیده گرفتن شرایط بی خانمانی درکنار اعتیاد درمیان افراد بی خانمان معتاد یا همان «معتادان متجاهر» با شکست روبرو شده و بیشتر از پیش وضعیت کنونی را آشفته خواهد کرد زیرا در این رویکرد، مساله به درستی تعریف نشده است. راه حل صرف کردن بودجه ها در مسیر ایجاد و توسعه و ارتقای کیفیت خانه های میان راهی خواهد بود، نه افزایش مراکز نگهداری! زیرا همانطور که شاهد آن بوده ایم این رفتارها نه تنها باعث کاهش آسیب ها نشده بلکه در مواردی باعث پاره ای لطمات و نتایج معکوس برای این جامعه هدف بوده است.

صابره صادقی،مددکار اجتماعی


پایان پیام
ارسال نظر